تبليغاتX
محفل اقتصاد


محفل اقتصاد

 

نام درس

تاریخ

ساعت

1

اقتصاد منابع

16/3/88

10- 8

2

اقتصاد کلان 2

16/3/88

5/12-5/10

3

تفسیر موضوعی قران

16/3/88

16- 14

4

تاریخ عقاید اقتصادی

17/3/88

5/12-5/10

5

اندیشه اسلامی 2

17/3/88

16- 14 

6

اقتصاد خرد 2

18/3/88

5/12-5/10

7

اقتصاد خرد 1

19/3/87

10- 8

8

اقتصاد توسعه

19/3/87

5/12-5/10

9

فارسی

19/3/88

16- 14 

10

اقتصاد ایران

20/3/88

10-8

11

حقوق تجارت

20/3/88

5/12-5/10

12

تجارت بین الملل

21/3/88

10-8

13

زبان خارجی 2

21/3/88

5/12-5/10

14

آیین زندگی

21/3/88

16- 14 

15

مالیه بین الملل

23/3/88

10- 8

16

آمار 1

24/3/88

10- 8

17

اصول حسابداری2

24/3/88

5/12-5/10

18

اندیشه اسلامی 1

24/3/88

16- 14  

19

برنامه ریزی اقتصادی

25/3/88

10- 8

20

نظامهای اقتصادی

25/3/88

5/12-5/10

21

زبان خارجی

25/3/88

16- 14  

22

اقتصاد سنجی

26/3/88

5/12-5/10

23

اقتصاد کشاورزی

27/3/88

5/12-5/10

24

تاریخ تحلیلی صدر اسلام

27/3/88

16- 14  

25

پول و بانکداری

28/3/88

10- 8

26

اصول سازمان مدیریت

30/3/88

10- 8

27

روش تحقیق

30/3/88

10- 8

28

انقلاب اسلامی ایران

30/3/88

16- 14  

29

مبانی فقهی اقتصاد

31/3/88

10- 8

30

اصول حسابداری1

31/3/88

5/12-5/10

31

اقتصاد کلان 1

31/3/88

5/12-5/10

32

جمعیت و تنظیم خانواده

31/3/88

16- 14  

33

اقتصاد کار

1/4/88

10- 8

34

ریاضیات 1

1/4/88

5/12-5/10

35

اقتصادبخش عمومی 1

1/4/88

16- 14 

36

مبانی جامعه شناسی

2/4/88

10- 8

37

اقتصاد مدیریت

2/4/88

5/12-5/10

38

تربیت بدنی 1

2/4/88

16- 14 

39

اقتصاد بخش عمومی 2

3/4/88

10- 8

40

آمار2

3/4/88

5/12-5/10

41

پژوهش عملیاتی

3/4/88

16- 14 

42

اقتصاد ریاضی

4/4/88

10- 8

43

ریاضیات 2

4/4/88

5/12-5/10

44

تربیت بدنی2

4/4/88

16- 14 

45

اقتصاد صنعتی

5/4/88

10- 8

46

ارزیابی طرحهای اقتصادی

5/4/88

5/12-5/10

47

نظام اقتصادی صدر اسلام

5/4/88

16- 14 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 14:33 توسط انجمن علمی اقتصاد| |

۱-با توجه به اينكه اعتراض هاي ارسال شده از مراكز و واحدهاي دانشگاه در حال بررسي توسط گروههاي آموزشي مي باشد لذا نمره هاي اعلام شده نمره خام مي باشد و نمرات قطعي پس از اعمال نتايج اعتراض هاي تائيد شده اعلام خواهد شد.

۲-در صورتيكه اصلاحي در كليدها با نظر گروههاي تخصصي اعمال گردد مراتب از طريق صفحه مشاهده نتايج دانشجو در سيستم گلستان اطلاع رساني خواهد شد.

۳- با توجه به اينكه قسمت تستي آزمونهاي تستي تشريحي در نيمسال جاري توسط دستگاه اسكنر قرائت و تصحيح شده است لذا جهت اطلاع رساني سريع تر نمره قسمت تستي با ذكر ميزان بارم آن از كل نمره آزمون نمايش داده ميشود. بديهي است پس از ثبت نمره بخش تشريحي، نمره نهايي اعلام خواهد شد.

۴-همانند نيمسالها ي گذشته هنگام قطعي شدن نمرات، دانشجوياني كه نمره خام آنها 9.5 تا 9.99 باشد نمره 10 را كسب خواهند نمود و نمره ميان ترم نيز همانند گذشته با تاثير مثبت اعمال خواهد شد.

۵-در پايان اظهار مي دارد كه تمامي تلاش و همت همكاران اداره كل سنجش دانشگاه مصروف ايجاد سرعت و افزايش دقت در اعلام نمرات و احقاق حق دانشجويان عزيز مي باشد

 

موفق و سربلند باشيد

حميدرضا عسگري شميراني

رئيس گروه آزمون

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 20:30 توسط انجمن علمی اقتصاد| |

مرد جوانی در آرزوي ازدواج  با دختر کشاورزی بود . به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد.کشاورز گفت :پسر جان برو در ان قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را يك به يك آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این سه گاو را بگیری ،می توانی با دخترم ازدواج کنی..مرد جوان در مرتع ، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین ترین گاو که تا حالا دیده بود به بیرون دوید. فکر  کرد گاوهای بعدی ، گزینه بهتری خواهند بود ، پس به کناری دوید تا گاو از مرتع بگذرد و از در پشتی خارج شود. دوباره در طویله باز شد باور نکردنی بود!

در تمام عمر چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود ... گاو با سم به زمین می کوبید و خرخر می کرد .جوان بار دیگر با خود فکر کرد گاو بعدی هر چیزی که باشد ، از این بهتر خواهد بود. به سمت حصارها دوید و گذاشت گاو دوم نیز از مرتع عبور کند.

برای بار سوم در طویله باز شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد .این ضعیف ترین ، کوچکترین و لاغرترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود . در حالی که گاو  نزدیک می شد ،در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش را دراز کرد...اما گاو دم نداشت!....

زندگی پر از فرصت های دست یافتنی است. بهره گیری از بعضی فرصتها ساده است و بعضی مشکل ،اما زمانی که بهشون اجازه می دهیم رد بشوند و بگذرند(معمولا در امید فرصتهای بهتر در آینده)،این موقعیت ها شاید دیگه موجود نباشند.

 

ارسال شده توسط آقای حسن قدیری

عضو انجمن علمی اقتصاد دانشگاه پیام نور مرکز شهرضا

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 19:34 توسط انجمن علمی اقتصاد| |

لذت ببرید! 
 
 
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 19:17 توسط انجمن علمی اقتصاد| |


آدم... در حوالي بساط شيطان...  

 

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد. و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند . و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند . و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد. و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند.


موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند. از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود...

ارسال شده توسط خانم نوروزپور

(عضو انجمن علمي اقتصاد دانشگاه پيام نور مركز شهرضا)

نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 15:0 توسط انجمن علمی اقتصاد| |

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد:

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران وبدون ترس براي آينده آماده شو.
 
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر...

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی .

كوچك باش و عاشق... كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست....
 
ارسال شده توسط خانم روحاني
(عضو انجمن علمي اقتصاد دانشگاه پيام نور مركز شهرضا)
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 14:49 توسط انجمن علمی اقتصاد| |


:قالبساز: :بهاربیست: